پرسش - منوچهر آتشی
این ابرهای سوخته ی سوگوار
تابوت آفتاب را به کجا می برند ؟
اين بادهای تشنه ، هار و حريص وار
دنبال آبگون سراب کدام باغ
پای حصار های افق سينه می درند ؟
اکنون ، درخت لخت کوير
پايان نا اميدی
و آغاز خستگی کدامين مسافر است ؟
مرغان رهگذر
مرگ کدام قاصد گمگشته را
از جاده های پرت به قريه می آورند ؟
اين شب ! به من بگو
اکنون ستاره ها
نجوا گران مرثيه ی عشق کيستند ؟
و گاه عصر بر سر ديوار باغ ما
باز آن دو مرغ خسته چرا می گريستند ؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۸۷ساعت ۹:۶ ب.ظ  توسط محسن
|